۴۱۳۹۴مرداد

خانواده و ازدواج

مطالب روانشناسی > خانواده و ازدواج

تعریف خانواده:

خانواده اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی انسان است. خانواده عامل تمایز یافتن انسان نسبت به سایر موجودات می باشد. یکی از مهم ترین عواملی که در تعریف خانواده باید به آن توجه داشت مساله زوجیت است. مساله زوجیت در خانواده باید ویژگی های لازم و ضروری، شرعی، قانونی و عرفی را داشته باشد.

خانواده با توجه به تعاریفی که در متون دینی ما آمده است به صورت زوجی از زن ومرد تشکیل می شود. مساله زوجیت هم که به آن اشاره کردیم همانطور که در کتاب دکتر مهری نژاد آمده است نه تنها در اسلام و ادیان الهی مطرح و موردتوجه واقع شده بلکه جامعه شناسان و روان شناسان هم آن را قبول دارند.

باوجود تفاوت هایی که در قومیت ها، مذاهب و ادیان، فرهنگ ها و آداب و رسوم افراد در جوامع مختلف وجود دارد ولی بازهم خانواده و تشکیل آن از پدیده های طبیعی و عرفی می باشد و همچنین از ضروریات هر جامعه انسانی محسوب می شود.

تعریف خانواده

تعریف خانواده


اهمیت خانواده از آنجا ناشی می شود که :

1.فرد هویت خود را از خانواده می گیرد.

2.شکل گیری جنبه های عمیق شخصیت انسان متاثر از آموزش هایی است که در دوران کودکی می بیند.

3.در اجتماعی شدن کودک نقش به سزایی دارد.

4.پیشرفت فرد در آینده و دیدگاهی که او نسبت به سرنوشت خود دارد تحت تاثیر خانواده می باشد.

خانواده  جایگاه مهمی در تحقیقات و مسائل روانشناختی دارد.


اهمیت خانواده

اهمیت خانواده


نقش و کارکردهای خانواده

باتوجه به تفاوت هایی که در خانواده ها و جوامع وجود دارد کارکردها و نقش های اصلی خانواده عبارت اند از:

1.زاد و ولد ( تولید مثل):  یکی از مهم ترین کارکردها بوده که بقای یک جامعه را تضمین می کند.

2.رفع نیازهای جنسی: ارضای نیازهای جنسی ومشروعیت آن توسط نهاد خانواده صورت می گیرد.

3.حمایت و مراقبت از کودکان:  کودک تا زمانی که دوران وابستگی را پشت سر نگذاشته است نیازمند حمایت و مراقبت می باشد.

4.جامعه پذیری:  اجتماعی شدن، شکل گیری شخصیت، آشنایی با قوانین وهنجارها در بستر خانواده صورت می گیرد.

5.اعطای پایگاه اجتماعی: کودک با تولد خود دارای موقعیت در مجموعه روابط خویشاوندی می شود.

6.زمینه های عاطفی:  یکی از مهم ترین نیازهای انسان نیاز به محبت، حمایت و صمیمیت است که باید از طریق خانواده بدست آید.


نقش و کارکرد خانواده

نقش و کارکرد خانواده


طبقه بندی خانواده ها

1.خانواده های خشک و سخت گیر:  در این نوع خانواده ها معمولا والدین به همان صورتی که پدر ومادرشان با آن ها رفتار میکرده با فرزندشان رفتار و برخورد می کنند. غالبا یکی از والدین مخصوصا پدر تصمیم گیری می کند و بقیه حق اظهار نظر ندارند.

پدر و مادرها هرگونه دستوری که صادر می کنند باید بی چون و چرا پذیرفته شو و کسی نباید دلیل آن را بپرسد. نسبت به رعایت نظم وانضباط دیدگاه افراطی دارند. فرزندان جرات سوال کردن ندارند.اگر دستورات والدین اجرا نشود آن ها خشمگین می شوند.

خانواده خشک و سخت گیر

خانواده خشک و سخت گیر


در چنین خانواده هایی کودکان به دلیل رفتار نامناسب والدین جذب گروه های بیرون از خانواده می شوند و به دلیل عزت نفس پایینی که دارند بزهکار می شوند. فرزندان چون از سرزنش ها و تنبیه شدن هراس دارند افرادی ریاکار و دروغ گو می شوند. تحقیر، سرکوب شدن علایق و تصمیم گیری والدین برای آنها باعث می شود که از خلاقیت کمی برخوردار باشند.

افسردگی، اضطراب، وسواس، ناامیدی و بسیاری از مشکلات روانی دیگر حاصل تربیت خانواده های خشک و سخت گیر هستند.


2.خانواده سهل و آسان گیر:  این دسته از خانواده ها به تربیت فرزندشان توجه خاصی ندارند و به دنبال برآورده کردن نیازهای ارضا نشده خودشان هستند. والدین هیچ گونه کنترلی برفرزندان خود ندارند و آن ها را آزاد می گذارند تا هرگونه که دوست دارند رفتارکنند. اگر از دستوراتشان اطاعت نشود برایشان اهمیتی ندارد.

خانواده سهل و آسان گیر

خانواده سهل و آسان گیر


هیچ توجهی  به نمرات و تکالیف درسی فرزندان خود ندارند.هرچه را که بخواهند والدین برایشان تهیه می کنند. نتیجه چنین تربیتی تحویل افرادی شکننده به جامعه است که در زندگی با هیچ مانعی برخورد نکرده اند و زود تسلیم می شوند.


3.خانواده های گسسته(پریشان) : درخانواده های گسسته اختلافات والدین و عدم توجه به نیازهای کودک باعث پرخاشگری کودک می شود. علایمی از دوستی و صمیمیت به ندرت دیده می شود.چهره ها معمولا عبوس، گرفته و غمگین است.هیچ کس حوصله شنیدن  خواسته های دیگری را ندارد.پدر و مادرها برای دور بودن از یکدیگر آنچنان خود را سرگرم کار می کنند که گویی مهم ترین وظیفه آن ها در حال حاضر کار کردن است.

فرزندان در چنین خانواده هایی احساس تنهایی می کنند و غالبا تکانشگر و عصبی هستند. افراد خانواده به راحتی به یکدیگر فحش می دهندو حتی از کتک و خشونت های جسمی هم استفاده می کنند.


4.خانواده سالم (دموکرات) :  افراد خانواده دارای تعاملات بهنجار بوده و به عنوان خانواده های سالم شناخته می شوند.اعضای خانواده افرادی با محبت بوده و برای یکدیگر ارزش و احترام قائل هستند. افراد به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط والدین امری کاملا طبیعی است. با یکدیگر روراست بوده و به خواسته های هم با دقت گوش می دهند.

در خانواده های دموکرات والدین نقش رهبر خانواده را دارند نه رئیس یا ارباب، تلاش می کنند با تربیت صحیح فرزندان خود آن ها را به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک کنند.

فرزندان به راحتی می توانند در مورد اشتباهات خود صحبت کنند و پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده در کنار آن ها قرار می گیرند تا از او حمایت کنند.به دنبال آن هستند تا برای هر مشکلی راه حل مناسبی پیدا کنند و به فرزندان خود می آموزند که چگونه در هنگام برخورد با مشکلات از خلاقیت و نوآوری استفاده کنند.


**در این بخش با مباحث مربوط به خانواده،مسائل زناشویی و ازدواج آشنا خواهید شد.