صفحه اصلی انجمن ها روانشناسی نوجوانی و بلوغ اختلال در هویت جنسی

این جستار شامل 1 پاسخ ، و دارای 2 کاربر است ، و آخرین بار توسط مدیر سایت مدیر سایت در 3 سال پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #23285

    youhannam_14462
    مشارکت کننده

    سلاممن یک ظاهراً پسر هستم . مزاحم شما شدم و خواهش میکنم کل متن را بخوانید و سپس اگر ممکن هست مثل سایر همکارانتان بی جوابم نگذارید بخدا نه آدم کثیفی هستم نه مزاحم اما از خودم خیلی خسته ام .متاسفانه در ایران ( جامعه بسته ) و در یک خانواده کاملا سنتی بدنیا آمدم . کمی از نظر قیافه ( حمل بر خود ستایی نشود ) زیبا و دختر گونه بوده ام اما با هویت پسر .پس از اینکه از راه افتادن ( حدود 2 سالگی به بعد به تعریف خانواده و تمسخر اطرافیان ) اغلب دنبال آرایش کردن بوده ام و از هر فرصتی برای آن استفاده میکردم .پس از آن در زمان مدرسه و ابتدایی متاسفانه فهم زیادی از این مقوله جنسی نداشتم و البته بچه ها زیاد مسخره ام میکردند و کارهایم را دختر انه مرا معرفی میکردند .البته خودمن هم لباسهای دخترانه دوست داشتم ولی نمیتوئانستم بپوشم ( بخاطر خانواده ام ) . اما دیگر اواخر ابتدائی بود که اغلب دوستان از روی لباسم بمن تعدی میکردند ولی من احمق بدلیل نفهم بودنم نمیدانستم واقعا هدف چیست و فکر میکردم همانطور که میگویند یه جور بازی هست تا راهنمائی که دیگر با زور و اجبار لباسم را کنده و … از بعد از آن روز لعنتی هر وقت میخواستند میآمدند در خانه و با تهدید به اینکه اگه نیایی و نپذیری با پدرت در میان میگذاریم و .. . موفق میشدند.تا دیگر بواسطه خسته شدنم از این وضع دیگر تهدیدشان کار ساز نشد و به پدرم گفتند و اتفاقاتی که میدانید تنبیه های آنچنانی و پزشکی قانونی و معاینه و …بهر حال از آن محله رفتیم ولی نامردان ماشین اثاث ما را تعقیب کرده بودند و محل جدید را یاد گرفتنذد و نتیجتا به بچه های محله جدید گفته بودند که میتوانند … .دیگر به دبیرستان آمدم و یواش یواش فهمیدم چه بلاها به سرم آورده اند و من چقدر تنها و بدبختم و همه اینها یک طرف همه همکلاسی هایم بالغ بودند ولی من نه همین باعث شد یکی از دوستانم با من صمیمی تر شود و زیاد مرا راهنمائی کند و یک روز که به خانه شان رفتم و بدلیل مسافرت خانواده اش با رضایت ختانواده ام نزد او ماندم و قرار شد غذا خودمان درست کنیم و من هم که عاشق کارهای دخترانه خیلی خوب اینکار را انجام دادم و یواش یواش اینگونه بود که حس کردم کارهای دخترانه چه آرامش عمیقی بمن میدهد . دوستم دست و پا شکسته مسائلس راجع به دوجنسه ها گفت و میگفت تو مثل آنها ئی . البته من هم قبول داشته و دارم چرا که وقتی همین دوستم بعد مدتها با من معاشقه اش را شروع کرد در بین آسمانها پرواز میکردم و چون بی اجبار و رضایتمان بود به اوج لذت میرسیدم و دلم میخواست برای همیشه زن او بشوم .سعی کردم با پزشکان مراجعه کرده خودم را بفهمم دو بار سعی کردم پزشکان بزرگی کردند پدر و مادرم را مطلع کرده و مصیبت . دیگر اقدامی نکردم جز غصه خوردن و آرزوی اینکه روزی دختر شوم ……قصه های تلخ و شیرین زیادی پشت سر گذاشتم اما اینک که در سن بزرگسالی ام بعنوان یک مرد از من انتظار میرود لکن توانائی ام خصوصا در مسائل جنسی دخترانه است . نمیدان چه کنم یک طرف نیاز روح و روانم یکطرف نیاز جنسی ام . یک طرف انتظار اطرافیان از من بعنوان مرد. لطفا راهنمائییم بفرمائید .

  • #23411
    مدیر سایت
    مدیر سایت
    سرپرست کل

    سلام

    دوست عزیز توصیه میکنم از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید تا راهنماییتون کنه که دقیقا چه اقدامی باید انجام بدید.

    اگر تمایل داشته باشید میتونید جهت رزرو وقت حضوری با شماره 02188986527تماس بگیرید.

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.